ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
404
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پايدارى پرداخت از اينكه آن گروه را مايوس بازگردانيده بود پشيمان شد . در اين حال نامهاى هم از قاضى فاضل رسيد . قاضى در آن نامه او را ملامت كرده بود . آنگاه زين الدين يوسف صاحب اربل با برادرش مظفر الدين كوكبرى و چند تن ديگر از امرا نزد صلاح الدين آمدند . صلاح الدين همه را در جانب شرقى موصل فرود آورد . آنگاه امير على بن احمد المشطوب را به قلعهء جديده [ 1 ] از بلاد هكارى فرستاد . او قلعه را محاصره نمود و جمعى از كردان گرد او را گرفتند و او همچنان در آنجا ببود تا صلاح الدين از موصل برفت . به هنگامى كه صلاح الدين موصل را محاصره كرده بود عز الدين خبر يافت كه زلفندار نايب او در قلعه با صلاح الدين مكاتبه مىكند . از اين رو او را به قلعه راه نداد و در مشاورت او را شريك نساخت و بار ديگر مجاهد الدين قايماز را راهنماى خويش قرار داد و در همهء امور رأى او را به كار مىبست تا كارهايش به اصلاح گراييد . در آخر ماه ربيع الاخر سال 582 كه صلاح الدين از طول محاصرهء موصل ملول شده بود خبر يافت كه شاه ارمن فرمانرواى خلاط مرده است . او در نهم ماه ربيع الآخر مرده بود . اين بود كه محاصرهء موصل را رها كرد و به خلاط رفت و بر آن استيلا يافت ، زيرا شاه ارمن فرزندى نداشت و يكى از غلامان او به نام بكتمر عهدهدار حكومت شده بود . صلاح الدين در راه كه به خلاط مىرفت ميافارقين را تصرف نمود و ما در اخبار دولت او خواهيم آورد . صلاح الدين چون از تسخير خلاط فراغت يافت به موصل باز گرديد و بر نصيبين گذشت و در ماه رمضان سال 582 در موصل فرود آمد . ميان او و عز الدين مسعود رسولان به آمد و شد پرداختند تا مگر به نوعى مصالحه كنند . عاقبت ، كار بر آن قرار گرفت كه عز الدين مسعود ، شهر - زور و اعمال آن را و قرابلى [ 2 ] و همهء آن اعمال آن سوى رود زاب به صلاح الدين واگذار كند و بر منابر آن به نام او خطبه خوانده شود و سكهء او رايج باشد . در اثناء اين احوال صلاح الدين بيمار شد و به حران رفت . رسولان او رسيدند و خبر آوردند كه شرايط صلح پذيرفته شده و هر دو جانب براى انجام آن سوگند خوردهاند . صلاح الدين چند تن از ياران خود را فرستاد تا آن بلاد تسليم ايشان شود و خود همچنان بيمار در حران بود . برادرش الملك العادل ابو بكر بن ايوب و پسر عمش ناصر الدين بن شيركوه در نزد او بودند . بلاد موصل نيز امنيت يافت . پس از آن ميان تركمانان و كردان در جزيره و موصل و ديار بكر و خلاط و شام و شهرزور و آذربايجان فتنه افتاد و خلق بىشمارى از هر دو گروه كشته شدند و اين فتنه سالها دوام داشت . سبب آن بود كه عروسى از تركمانان را به خانهء شوى مىبردند . بر قلعهاى از ناحيهء زوزان كه از آن كردان بود گذشتند . مردم قلعه بيامدند و از تركمانان چنان كه عادت جوانمردان است خواستار سور عرسى شدند . ولى تركمانان با آنان درشتى كردند . صاحب قلعه
--> [ ( 1 ) ] متن : جزيره . [ ( 2 ) ] متن : فرائلى .